تبليغاتX
تبليغات X
با يار سفر كرده
خانه | آرشيو | پست الکترونيک | درباره وبلاگ


هدف عظيم انقلاب اسلامي ،

ايجاد حكومت جهاني اسلام است .

حضرت امام خميني ( ره ) 

                                                          ( ج 21 صحيفه نور ص 108- مورخه 23 /5/1367)

................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 20:22  توسط منتظر  | 



با تأكيد بر : فرهنگ مهدويت، الهام بخش ، فعال، مؤثر، مسئوليت پذير ، ايثارگر،

نوانديش و داراي پويايي فكري و اجتماعي در جامعه اسلامي.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 20:0  توسط منتظر  | 


به نام الله و به ياد مهدي(عج)

 

دلم از سر خيلي قضيه ها گرفته بود نه مي تونستم بنويسم و نه مي تونستم بگويم. در يك ماهه اخير كتابي را كه از قبل يكي از دوستان داده بود را مطالعه كردم. با استفاده از اين كتاب و راهنمايي بعضي از دوستان تصميم به نوشتن چشم اندازي براي خود كردم. اهداف و استراتژي را مشخص كردم و براي آنها برنامه نوشتم.
اين وبلاگ يكي از برنامه هاي 5 ساله آينده بنده حقير مي باشد كه انشاء الله هر سال بهتر از سالهاي قبل شود. تا باشد براي فرهنگ مهدويت و مهدويت كاري بس كوچك كرده باشم. 

مهدويت همان عنصر گم شده جهان ماست كه اگر جامعه و خانواده هاي ما اصول خود را بر پاية مهدويت و فرهنگ مهدويت قرار دهند مشكلاتي كه اين زمانه به آن گرفتار هستند از بين خواهند رفت.

براستي دوستان چند بار صبح بيدار شديم و به اولين چيزي فكر كرديم به غربت حضرت مهدي (عج) بود؟
چند بار به اين فكر كرديم كه ايشان از اين غيبت چقدر زجر مي كشند؟
چند بار صبح به اولين كسي كه سلا م كرديم به ايشان بود؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 19:43  توسط منتظر  | 




امر دعا براي فرج ايشان بر همة بندگان واجب و لازم است، وبر فرد فردٍ ايشان تكليفي است ثابت.



حضرت مهدي (عج) در توقيع مبارك خود به محمّد بن علي بن هلال كرخي فرمودند :

(( اي محمّد بن علي! نادانان شيعه و نابخرادان آنها موجبات ازار و اذيّت ما خاندان وحي را فراهم مي كنند و افرادي كه دينشان براي آنها به اندازة يك بال مگس ارزش ندارد، باعث ناراحتي ما هستند.))



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 0:55  توسط منتظر  | 



1- انتظار واژه اي است حادثه خيز كه تا آمدن مولايمان مهدي (عج) به ما درس بيقراري خواهد آموخت.

2- انتظار، خيال مسافران بامانده اي است تا كارواني بيايد و راه بيافتد.

3- انتظار، دليل گم شدن در خويش و پيدا شدن، از اين گم شدن هاست.

4- انتظار، آينه اي است كه روزهاي بيقراري را به تصوير مي كشد.

5- انتظار، گريه طفل يتيمي است كه از گرسنگي پشت در همسايه مانده است.

6- انتظار، نواي عشقي است كه لحظه به لحظه را به تجلي مي نشاند.

7- انتظار، بوي پيراهن يوسفي است كه چشم نابينايي را بينايي مي بخشد.

8- انتظار، حكايت آمدن كسي است كه از نسل سلالة خورشد پربركت مي آيد.

9- انتظار، ورق ورق دفترچه خاطرات نوشته شده در روزهاي زندگي جمعه است.

10- انتظار، بهتريت و والاترين هديه به مستضعفان جهان است.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 0:50  توسط منتظر  | 



جمعه يعنى گريه هاى بى كسى

جمعه يعنى روح سبز انتظار

جمعه يعنى لحظه هاى بى قرار

بى قرار بى قراريهاى آب

جمعه يعنى انتظار آفتاب

جمعه يعنى ندبه اى در هجر دوست

جمعه خود ندبه گر ديدار اوست

جمعه يعنى لاله ها دلخون شوند

از غم او بيدها مجنون شوند

جمعه يعنى يك كوير بى قرار

از عطش سرخ و دلش در انتظار

انتظار قطره اى باران عشق

تا فرو شويد غم هجران عشق

جمعه يعنى بغض بى رنگ غزل

هِق هِق بارانى چنگ غزل

زخمه اى از جنس غم بر تار دل

تا فرو شويد غم هجران دل

جمعه يعنى روح سبز انتظار

جمعه يعنى لحظه هاى بى قرار

بى قرار بى قراريهاى آب

جمعه يعنى انتظار آفتاب

لحظه لحظه بوى ظهور مى آيد

عطر ناب گل حضور مى آيد

سبز مردى از قبيله عشق

ساده و سبز و صبور مى آيد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 0:49  توسط منتظر  | 



آقا نگاهت جای آهو هاست می دانم
دستان پاکت مثل من تنهاست می دانم

آقا دلت در هیچ ظرفی جا نمی گیرد
جای دل تو وسعت دریاست می دانم

آقا اگر تو بر نمی گردی، دلیل آن
در چشم های پر گناه ماست می دانم

جای سر انگشتان پور نورت، در این ظلمت
مانند رد باد بر شن هاست می دانم

ای کاش برگردی که بعد از این همه دوری
یک باره حس بودنت زیباست می دانم

کی باز می گردی، برایم بودن با تو
زیبا ترین آرامش دنیا ست می دانم

تو باز می گردی. اگر امروز نه ، فردا
از آتشی که در دلم پیداست، می دانم

سالی گذرد بی تو، مرا روز، بیا
جان سوخت، تو ای شعله جان سوز بیا

لبریز شده کاسه صبرم بی تو
ای از همه غایب ای دل افروز

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 0:45  توسط منتظر  | 


کي شود در ندبه هاي جمعه پيدايت کنم
گوشه اي تنها نشينم تا تماشايت کنم

مي نويسم روي هر گل نام زيباي تو را
تا که شايد اين شب جمعه ملاقاتت کنم

هر سحربايادتودرگريه ام ميخوانمت
تا به کي از سوز دل ناله ز هجرانت دهم

چشمهاي خسته ام بارد ز هجرانت عزيز
انقدر بارم ز ديده تا که پيدايت کنم

هردم ازنوميدي شمارم عقده هاي خويشرا
تا به کي از پشت در اهسته نجوايت کنم

بي قرارم مهديا از بهر ديدار رخت
تا به کي از مادرت زهرا تمنايت کنم؟؟؟
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 0:44  توسط منتظر  | 

Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar