تبليغاتX
تبليغات X
با يار سفر كرده
خانه | آرشيو | پست الکترونيک | درباره وبلاگ


با خیمه و پرچمش میاد


فرشته از تو اسمون


برای ماتمش میاد


رقیه دخترش میاد


صدای مادرش میاد


 تشنگی با لبش میاد


حسین با زینبش میاد


شاهزاده ای جوون میاد


عباس پهلوون میاد


یک طفل زیبایی میاد


صدای لالایی میاد


مسافرای کربلا دارن میرن به مهمونی


دل و بزن به غافله اگه میخوای جا نمونی


بردار چراغ و پرچم،


اسبابای محرمو بگیر


رو دوشت علمو دیونه کن یک عالمو


توی صف زنجیر زنا آقا تماشات میکنه


اگه یک قطره عاشقی وصله به دریات میکنه


اقا تماشات میکنه


کنار هر سقا خونه به تشنه ها اب بنوشون


بچه های کوچولو رو لباس سقا بپوشون


به تشنه ها اب بنوشون....


 بوی محرمش میاد


+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 19:2  توسط منتظر  | 

 

به دنبال تو می گردم نمی یابم نشانت را

بگو باید کجا جویم مدار کهکشانت را

 

تمام جاده را رفتم، غباری از سواری نیست

بیابان تا بیابان جسته ام رد نشانت را

 

نگاهم مثل طفلان، زیر باران خیره شد برابر

ببیند تا مگر در آسمان، رنگین کمانت را

 

کهن شد انتظار اما به شوقی تازه بال افشان

تمام جسم و جان لب شد که بوسد آستانت را

 

کرامت گر کنی این قطره ناچیز را شاید

که چون ابری بگردم کوچه های آسمانت را

 

الا ای آخرین توفان به پیچ از شرق آدینه

که دریا بوسه بنشاند لب آتش نشانت را
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 21:37  توسط منتظر  | 

 

 

انتظار – منتظر

 

انتظار، استقامت بر دين است و منتظر، حركت آفرين.

 

انتظار، ياد يار است و منتظر، بي قرار.

 

انتظار، برترين كار است و منتظر، نيكوكار.

 

انتظار،ستيز است و منتظر، اهل پرهيز.

 

انتظار، آماده سازي و منتظر، آماده جانبازي.

 

انتظار، فرياد است و منتظر، فريادگر عدل و داد.

 

انتظار، ياري است و منتظر، هم چون رود، جاري.

 

انتظار، راز است و منتظر، در سوز و كداز.

 

انتظار، قيام است و منتظر، در خط امام.

 

انتظار، پيكار است و منتظر، هميشه بيدار.

 

انتظار، عبادت است و منتظر، اهل اطاعت.

 

انتظار، نويد است و منتظر، در بيم و اميد.

 

انتظار، نور است و منتظر، سرشار از شوق و شور.

 

انتظار، سفر است و ... ما رهگذريم، شعله وريم، بي ياريم ....

 

اي بهار!

 

بيا، ما برادران پيامبريم!

 

 

 

* برگرفته از نظريه اشارات، شهريور 1385.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 15:49  توسط منتظر  | 

 

طلیعه ( ادامه مطلب . . . . . .. . . . . )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 16:58  توسط منتظر  | 


هر شبي گو ييم كه فردا يارم آيد از سفر

چونكه فردا مي رسد گويم كه فرداي دگر

آنقدر امروز و فردا انتظارش مي كشم

كاقبت روز فراق يار من آيد بسر

من به اميد وصالش زنده ماندم تاكنون

وه چه خوش آندم كه باز آيد نگارم از سفر

گر بيايد بوسه بر خاك كف پايش زنم

تا نمايد لحظه اي بر حال زار من نظر

من كه مي دانم بيايد آخر آن دلدار من

ليك مي ترسم نباشد آن زمان از من اثر

گر سر راهش بميرم نيست غم اي دل چرا

زنده مي گردم چو او بنمايد از قبرم گذر

گر بيايد روزگار تيره ام روشن شود

شام هجران مي شود از وصف روي او سحر

برگرفته شده از سايت http://mahepenhani.blogfa.com
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 2:8  توسط منتظر  | 

 

با ياد تو غمنامة مولا خوانديم

از غربت مادر تو –زهرا– خوانديم

 

ما را كُشد اين غم كه نماز خود را

در مسجد (جمكران) فُرداي خوانديم

 

                                              ((محمد علي مجاهدي(پروانه)))

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 16:58  توسط منتظر  | 

Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar