تبليغاتX
تبليغات X
با يار سفر كرده
خانه | آرشيو | پست الکترونيک | درباره وبلاگ

 

 


در روز عاشورا مولايم اباعبدالله (ع) حجّت را بر مخلوقات تمام كرد، سرش را به نيزه غريبي و تنهايي تكيه داد. هيچ كس نبود غير از خدا، اما سرش را به نيزه چسباند و گفت: « آيا كسي هست مرا ياري كند؟ » باز همان اصحاب [شهيد] راه مي افتادند و استخوان ها بنا به تكان خوردن مي كرد. [امام حسين] به اشاره به آنها فرمود: « نُومُوا » يعني: « بخوابيد، با شما نيستم، با آنها هستم كه مانده اند، بخوابيد، گواريتان باشد. »

 

(حاج اسماعيل دولابي)

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 15:1  توسط منتظر  | 

Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar