در روز
عاشورا مولايم اباعبدالله (ع) حجّت را بر مخلوقات تمام كرد، سرش را به نيزه غريبي
و تنهايي تكيه داد. هيچ كس نبود غير از خدا، اما سرش را به نيزه چسباند و گفت: « آيا
كسي هست مرا ياري كند؟ » باز همان اصحاب [شهيد] راه مي افتادند و استخوان ها
بنا به تكان خوردن مي كرد. [امام حسين] به اشاره به آنها فرمود: « نُومُوا » يعني:
« بخوابيد، با شما نيستم، با آنها هستم كه مانده اند، بخوابيد، گواريتان باشد. »
(حاج اسماعيل دولابي)
+ نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 15:1  توسط منتظر
|